شایانشایان، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره

عشق مامان و بابا شایان

11 ماهگی گل پسرم

جوجه کوچولو داری بزرگ میشی داره یک سالت کم کم تموم میشه و حرکاتت روز به روز جالب تر و شیرین تر این ماه مثل ماهای دیگه پیشرفت زیاد داشتی عشقم مهمترینش اینکه بسرعت دستاتو میگیری به در و دیوار و راه میری عزیزم حرفایی که میزنی( گ گ و ماما و بابا و د د و اکبر (دایی)و عمه دو سه روزه که شدیدا عاشق هواپیما شدی و تا میبینی اینقد دست و پا میزنی که هر لحظه ممکنه از ذوقش منفجر بشی مامانی حتی وقتی تو خونه هستیم صداشو که میشنوی به سقف  خونه نگاه میکنی و دستاتو میگیری بالا عشق مامان این ماه یه ویروسه خیلی بد اومد سراغتو 4 شب و 4 روز تب داشتی تا 40 درجه و نزدیکه 400 گرم لاغر شدی شبا تو خواب جیغ میزنی و گریه گریه ولی خدا ر...
5 مهر 1392

اولین حموم پسر کوچولو

همیشه دلم میخواست اولین حمومت    رو  مامان نوشی ببره اخه من و دایی ها و خاله رو هم مامانی برده حموم برا همین لباساتو جمع کردیمو همگی رفتیم اونجا مامانی رفت حمومو داغ کرد و تو با خاله فرناز رفتین تو ما یعنی زن دایی فریناز و مامانی هم لباساتو  با یه جای گرم و نرم رو  اماده کردیم که شما تشریف اوردین سردتون نشه !!!! همش منتظر بودیم صدای گریتو بشنویم هر چی صبر کردیم هیچ خبری نشد نگو تو حموم هم داشته خوابت میبرده اینقد حموم و دوست داشتی خلاصه شایان جان اومدی بیرون و من و مامانی و زن دایی تند تند بدن کوچولوتو پودر رو روغن زدیم و لباساتو تنت کردیم  یه ژاکت هم برات گرفته بودم مامانی ولی خیلی هنو...
4 شهريور 1392

وای چقد دیر... 8 9 10 ماهگی

وای خدایا   خیلی شیطون شدی جیگر مامان اینقد که سه ماهه نمیتونم بیام بنویسم که چه اتفاقاتی افتاده وروجک من عزیر اتفاقاتی که تو این سه ماه افتاده رو سعی میکنم همه رو برات بنویسم و هرچیش جا افتاد رو ببخش مهمترینش این بود که مامان مکی 25-2-92 به رحمت خدا رفت   عزیزمامان به سرعت داری رشد میکنی طوری که واقعا تاریخ کاراتو فراموش میکنم ولی دندونات الان به 8 تا رسیده 4 تا بالا 4 تاپایین امروز دقیقا 10 ماه و یک هفتت هست جونم   اخرای 8 ماهگی وقتی که به سرعت میخریدی رو زمین و اواسط 9 ماهگی شروع کردی به چهاردست وپا راه رفتن  و شروع ده ماهگی دستتو گرفتی به در و دیوار مبل رو پاهای کوچولوت وایمیسی ...
4 شهريور 1392

7 ماهگی شایان جونم

سلام سلام صدتا سلام  من مامان بدیم این دفه خیلی دیر اومدم ببخشید چون واقعا درگیر بودم   عشقم واکسن 6 ماهگیتو زدیم راحت بود گلم زیاد اذیت نشدی فقط یه کوچولو تب کردی بعدم که دیگه خیلی شیطون شدی عزیزم وقتی میزارمت زمین سریع برمیگردی رو شکمت و روی زمین حول محور خودت میچرخی عزیزکوچولوی من دیگه نمیشه رو تخت خودم تنهات بزارم چون خیلی خطری شدی و نمیشه باهات شوخی کرد این روزا دوباره اعصاب نداری فکر کنم دوباره دندونت داره درمیاد همش اب دهانت اویزونه و خیلی بی قراری میکنی عشقم این روزا دکتر مرندی شربت خواب برات تجویز کرده چون شبا تا صبح بیداری ببخشید ولی 6 ماه تا صبح بیدار بودم و امیدوار بودم که خوابت د...
18 ارديبهشت 1392

عکس

عید 92 منزل عمه سیمین     روز سوم عید رفتیم پیک نیک   منزل اقای بصیری   ایام عید دیدو بازدید       خواب نازت نازدونه     شایانی و خاله فرناز   قزبون اون خنده قشنگت بشم من     اینم خیار خوردنت عشقم   شلوار شایان و بابا ...
26 فروردين 1392

دندون شایان خان در 5 ماه و نیمگی و اش دندونی

امروز اولین مروارید سفید کوچولوت که اندازه یه نقه اس زد بیرون عزیزم گل پسرم حدود هفت هشت روزه که از 5 ماهت میگذره حدود 20 روزه که یکسره گریه میکنی و دستتو میخوری و اب دهنت که دیگه ابشاری شده ازه عزیزم دندونات دارن تشریف میارن خوش اومدن ما هم حسابی داریم هواستو پرت میکنیم که این روزا بهت سخت نگذره جیگرم امروز رفتم برات یه تاپ برقی خریدم چون عاشق تکون خوردنی و اروم قرار نداری امیدوارم یه مقدار حواست پرت تاپت و بشه و کمتر دندونت اذیتت کنه گل مامان دردتو نبینم عزیزم                                      شایان داره ی...
26 فروردين 1392

رقصیدن در روروئک

شایان مامان یاد گرفتی میرقصی و تو روروئکت تاتی تاتی میکنی و دل همه رو بردی خاله فرناز اهنگ مخصوص شهرام شپره رو برات میزاره تا صداشو میشوی شروع میکنی و بندنتو تکون میدی عزیزم وای که هر روز داری بانمکتر میشی عسل من راستی برات یه تاب سقفی خریدم که اسمشو گذاشتم قرص خواب اور تا اینکه میزاریمت اون تو یه هفش دقیقه بعدش خوابت میبره فیلماش هست مامانی بزرگ شدی نشونت میدم عزیزم   دیشب باباعلی اومد خونه تو رو بغل کرد و داشت باهات بازی میکرد رو زمین دراز کشیده بود و تو رو گذاشته بود رو سینه هاش هی با هم بازی میکردین تو اومدی جلو که به صورتش دست بزنی یه دفه تو صورت بابایی یه بادگلو زدی و همه شیرایی که خورده بودی رو تحویل صورت و د...
26 فروردين 1392